برای علی اصغر حسین

 

 

 

 

برای علی اصغر حسین (ع)


کودکی که پر کشید و رفت

 

خالی است جای کوچکش

 

خاک کربلا همیشه ماند

 

تشنه‌ی صدای کوچکش

 

داشت غربتی همیشگی

 

چشم آشنای کوچکش

 

توی ذهن کربلا هنوز

 

مانده ردّپای کوچکش

 

حرف‌های او بزرگ بود

 

مثل دست‌های کوچکش

 

ناخدای قلب‌های ماست

 

قلب با خدای کوچکش


برای علی اصغر

 

منبع:برگرفته از کتاب بهار ماندنی


زندگی نامه امام حسین علی اصغر حسین, کربلا, علی اصغر, ,قصه ,قصه کودکان, قصه گو, نوار قصه ,قصه های کودکانه, قصه های کودکانه, قصه برای کودکان, قصه کودک, شعر های کودکانه, شعر کودک, شعر کودکانه, کودکان, شعر خواندن,داستان راستان, داستان, داستانک, داستان های خواندنی, داستان های کوتاه, داستان های خواندنی, داستان های زیبا, داستان های جالب زندگی نامه امام حسین علی اصغر حسین, کربلا, علی اصغر, ,قصه ,قصه کودکان, قصه گو, نوار قصه ,قصه های کودکانه, قصه های کودکانه, قصه برای کودکان, قصه کودک, شعر های کودکانه, شعر کودک, شعر کودکانه, کودکان, شعر خواندن,داستان راستان, داستان, داستانک, داستان های خواندنی, داستان های کوتاه, داستان های خواندنی, داستان های زیبا, داستان های جالب

ارسال برای دوستان
به اشتراک بگذارید

مطالب مرتبط

داستان شیر بد جنس و روباه باهوش
    یکی بود یکی نبود. در جنگلی بزرگ و سرسبز شیری پیر زندگی می کرد. او آن قدر پیر شده بود که دیگر نمی......
داستان زیبای شنل قرمزي
        روزي روزگار ، دختر كوچكي در دهكده اي نزديك جنگل زندگي مي كرد . دخترك هرگاه بيرون مي رفت يك شنل......
شعر کودکانه ماه آسمون
تو که ماه بلند آسمونی منم ستاره می شم و دورتو می گيرم تو که ستاره مي شی دورمو می گيری منم ابر می شم،......
شعر کودکانه خروس آواز خون
        خروس داره ميخونه چشمات واكن پاشو با چشمه و پرنده دوباره هم صدا شو پر شده كوچه هامون از صداي......
کتاب قصه ام کو؟
  کتاب قصه ام کو؟ همان كه عكس گل داشت همان كه روی جلدش دو گربه تپل داشت   **********   كنار گربه ها بود دو......
دویدم ودویدم.
        دویدم ودویدم به یک سؤال رسیدم کیه که توی دنیا ماهی می ده به دریا؟ برف و تگرگ می سازه درخت و......
آرزوی زرافه کوچولو
    زرافه کوچولو آرزوهای عجیب و غریبی داشت.یک شب آرزو کرد که گردنش خیلی خیلی دراز باشد. همان موقع، فرشته......
شعر کودکانه نان تازه
دانيد من كه هستم؟من نان تازه هستم خوش عطرم و برشته عطرم به جان سرشته   زينت سفره هايمقوت دست و پايم   حاصل......
داستان زیبای باغ گلابی
      حامد در حالیکه بشدت خسته و گرسنه بود به کنار باغ مش‌نعمت رسید. از شکاف دیوار نگاهی به داخل باغ......
قسمت دوم داستان شنل قرمزی
    قسمت قبل داستان شنل قرمری   ادامه داستان:   گرگ صداي پاي شنل قرمزي را شنيد , به سمت تخت مادر بزرگ......

پخش اخبار زنده